تبليغاتX
روی خط عاشقی

روی خط عاشقی

بسم الله ...

اندازه ی تمام نفس های خسته ات ##مادر به من نفس بده تا نوکری کنم
 
و اتوا البیوت من ابوابها و اتقوا الله لعلکم تفلحون
از در خانہ ها وارد شوید و پارسایی پیشہ کنید تا رستگار شوید.189 بقره

....!!! آتش طلبید و آنرا بر در خانه شعلہ ور ساخت.اسرار آل محمد،حدیث 4

روزهاﮮ قبل تر از آن دوشنبہ،پیش تر از این لباس مشکی ها،

(در) براﮮ داخل شدن بود نہ آتش زدن!

روایت هفتاد و پنج روز یا نود روز

چہ فرقی بہ حال محسن و پهلوﮮ تو می کند؟

وقتی (فاطمه ه ه) یعنی:جدا شده،با غلاف،با آتش،با سیلی،از علی



پرسيدند آقا بالاخره هفتاد و پنج روز صحيح است يا نود و پنج روز
فرمود چه فرقي دارد اينگونه است تا شما بيشتر بر در خانه ي مادر ما باشيد ...


میفهمی چہ حالی دارد وقتی زبان حسنین بند آمده !؟

اذن دهید بہ این قلم تا کلمہ از پی ِ کلمہ ببرد عظمت جمادﮮ تان را..

بس است حضرت غریب(علیه السلام)...بس است حضرت تنها(علیه السلام)
یا علی بگو و بلند شو از سر ِ چاه! ببین زهرا رفتنی شده!

چند جمله حرف حساب ... :
در لغت،ولی بہ معناي کسی است کہ
عهده دار انجام کارهاي کس دیگر باشد

و دم بہ معناي خون.

در اصطلاح،اولیاي دم همان ورثہ ي مقتولند
کہ حق قصاص و عفو جانی را در اختیار دارند..

من، نہ ولی دم ِ مادرم و نہ ورثہ ي مادر و نہ...

فقط فرزند مادرم...همین.

مرا همین بس کہ گوشہ اي بایستم
و سرسلامتی بگویمتان و همہ ي روحم دق کند از مادر گفتن تان.

آقازاده ي بنی هاشمي ، اول ردیف ِ اولیاي ِ دم ِ مــادر!

سالهاست صداي مادرت بین کوچہ ها پیچیده
لبیک نمی گویی هل من معین مادرت را...؟

زير باران دوشنبه بعد الظهر ، اتفاقي مقابلم رخ داد
وسط كوچه ناگهان ديدم  : زن همسايه بر زمين افتاد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 14:34 توسط محمد حسين |

باز آقا محضرت عرض ارادت می کنیم
آسمان را روشن از شمع ولایت می کنیم

گفته ای تولید ملی، گفته هایت روی چشم!
باز از سرمایه و از کار ایرانی حمایت می کنیم

ما پر از کار مضاعف ،همت افزون تریم
باجهاد اقتصادی، خرق عادت می کنیم

بازهم چشمان دنیا خیره بردستان ماست
چشم دنیا را به دست خود هدایت می کنیم

کشور ما با فروغ احمدی روشن شده
گفتمان را، گفتمان عشق و ایثار و شهادت می کنیم

سال نو تفسیر این بیداری اسلامی است
برتمام خاک دنیا ما سرایت می کنیم

پرچم عدل خمینی دست مهدی(عج) می دهیم
ماجهان را پر ز تکبیر عدالت می کنیم
شعر از اکبر شهبازی

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391 16:46 توسط محمد حسين

بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند

سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند

سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است

فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند

توبیایی همه ی ساعتها، ثانیه ها

از همین روز همین لحظه همین دم عیدند

اللهم عجل لولیک الفرج

فرارسیدن نوروز باستانی را به دوستای عزیزم تبریک میگم

ان شاء الله زیر سایه حق سالی سرشار از موفقیت رو داشته باشید

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 22:59 توسط محمد حسين

نوروز, نخستين روز بهار است, نخستين روز سبزترين فصل سال, سرآغاز زنده شدن زمين و شكوفايى ها و وزيدن نسيم دل انگيز بهارى, و چهچهه مرغان; همه چيز در بهار, نشان گر نشاط و طراوت است و حتى باد شفابخش بهارى نويد زندگى تازه مى دهد, و به گفته مولوى در مثنوى:
گفت: پيغمبر به اصحاب كبار
تن مپوشانيد از باد بهار
آنچه با برگ درختان مى كند
با تن و جان شما آن مى كند
و به گفته سعدى:
كه تواند بدهد ميوه رنگين از چوب
يا كه باشد كه برآرد گل صد برگ از خار
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود
هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
ارغوان ريخته بر درگه خضراى چمن
چشمه هايى كه در او خيره بماند ابصار
كوه و دريا و درختان همه در تسبيح اند
نه همه مستمعان فهم كنند اين اسرار
آفرينش همه تنبيه خداوند دل است
دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار
خبرت هست كه مرغان سحر مى گويند
كآخر اى خفته سر از بالش غفلت بردار 


ادامــه مـطــلــب

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 22:37 توسط محمد حسين |

سلام

خیلی وقت بود می خواستم بیام بنویسم اما به دلایلی که گفتنش دردی رو دوا نمی کنه ترجیح دادم نیام حتی تصمیم گرفتم دیگه دنیای مجازی رو ترک کنم و شما دوستای گلم رو به خدا بسپارم ولی خوب چند تا عامل باعث شد این کارو نکنم.اول از همه دوستای عزیزی بودن که هیچ موقع تنهام نذاشتن و حتی بارها اومدن گفتن چرا مطلب نمیذاری؟بعدش دلتنگیای خودم بود که واسه گفتنش یه جایی رو می خواستم و دلیل سوم و از همه مهمتر ...........

خوب بابا حالا هی میاید میگید مطلب بذار مطلب بذار یه بار نگفتید چی بذارم خوب مطلبم نمیاد چیکار باید بکنم؟؟؟حالا از کجاشروع کنم آخه انقد اتفاقای کوچیک و بزرگ افتاده تو این مدت که شنیدنش که هیچ  گفتنشم از حوصله خارجه، خودمونیم بعضیاشم که گفتن نداره.....

خدارو شکر بازم دهه فجر رسید و جمهوریمون اسلامی شد و همه پستاشونو تحویل گرفتن ودوازده اسفندم مردم یه بار دیگه اومدن و یه مشت محکم تر از قبل نثار استکبار کردن.ما هم که مأمور به وظیفه بودیم وظیفمونو انجام دادیم.الانم که کم کم همه دارن حال و هوای بهار به خودشون میگیرن، از خونه تکونیا گرفته تا خرید عید و ... تازه خیلیا هم دارن واسه شروع زندگی مشترکشون آماده میشن...آخی

بگذریم غرض از همه این حرفا فقط همین بود که بگم دلم براتون تنگ شده بود،یه چیز دیگه هم میخواستم بگم که یادم رفت.....

اینم عرض کنم که میخوام یه سری از لینکامو حذف کنم.اونایی که اصلا سر نمیزنن یا سرمیزنن و اظهار وجود نمیکنن در اولویت حذف قرار دارن حواستون رو جمع کنین

واما پست پایینی رو حتما بخونین...

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390 9:57 توسط محمد حسين

هر شب که انتظار تو را می برم به روز       شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

امام رضا(ع)فرمودند:"امام پدری است مهربان و مثل مادری است که نسبت به فرزند کوچکش دلسوز است.
امام سجاد(ع) یکی از حقوق پدر و مادر را در قالب دعا اینگونه بیان می فرمایند:"خدایا یاد پدر و مادرم را پس از نمازها و در هیچیک از اوقات شب و ساعات روز از خاطر من مبر.
امام زمان (عج) براساس روایت امام رضا پدر معنوی ما محسوب میشوند و تمام حقوقی را که پدر ما بر ذمه ما دارد ایشان هم دارا می باشند،لذا با توجه به رهنمود امام سجاد تکلیف ماست که پس از هر نماز برای وجود نازنین ایشان دعا کنیم
.
مرحوم آیت الله موسوی اصفهانی می نویسد:"حقیقت عبادت و اصل آن و شرط قبولی آن معرفت امام و محبت به اوست،پس لازم است که مؤمن بعد از هر نماز حقیقت ایمان خود و راستی ولایتش را نسبت به مولایش ابراز دارد و با دعا کردن برای او و تقاضای تعجیل در فرجش از درگاه خدا ارادتش را اظهار نماید تا نمازش با سبب قبولی همراه شود.

ادامــه مـطــلــب

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390 9:50 توسط محمد حسين |

بارها زمین خوردیم تا ایستادن آموختیم. سالیان درازى زیر سقفِ ترک خورده شاهنشاهى، این پا و آن پا کردیم تا روزى مصمم شدیم چترهاى تردید را ببندیم و بى‏هراس، زیر باران حادثه بیاییم. گویا همیشه براى روییدن، چیزى کم داشتیم. گاه در کنجى از زمان، چون جوانه‏اى بر پیکر ستبر خاک تلنگر زدیم؛ ولى به جرم جوانى و خامى، در طبقات سنگین و سرد استبداد پوسیدیم. چه اتحادها که از پس وابستگى به بیرق ارباب انگلیسى و وعده تو خالى نارفیق امریکایى بر باد تفرقه رفت!
و سرانجام خشت جان‏هامان در کوره داغ تجربه، گداخته، و بساط شادى و آزادى‏مان در بهمن پربهار ۵۷، به یمن رهبرى آزاده و دوراندیش، گسترده شد.
خدا خواست و تو ستاره شدى
وطن! تا ستاره شدن، به قدر نگاه مهربان رهبرى فاصله بود.
سال‏ها زخم خورده غفلت و مچاله در یخبندان ستم به سر بردى. خاموش مانده بودى؛ چنان پایمال ستوران شده بودى که تمدن پرشکوه اسلامى‏ات، از همه ذهن‏ها فراموش شد و مردمانت از یاد بردند «که اگر علم بر ستاره ثریا باشد، مردانى از پارس به آن دست مى‏یابند.» ولى مهر خداوند، نگاهى مهربان و گوهرى ناب را در وجودت رویاند. خواست تا به مدد رهبرى‏اش، حافظه‏هاى تاریخى‏مان، به تلاطم درآید و دریاى وجودمان تا رسیدن به صبح، دست خالى و پا برهنه، بر ساحل شب بزند. آرى، خدا خواست تا تو ستاره شوى و نام ایران اسلامى به بلنداى آفتاب، بر بام دنیا برآید.

فرارسیدن ایام الله دهه فجر بر فجر آفرینان و رهروان فجر مبارک باد

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 15:0 توسط محمد حسين |

با سلام خدمت دوستان عزیزم

می خواستم امروز یه وبلاگی رو بهتون معرفی کنم که تا الان و توی این یک سالی که مشغول وبلاگ نویسی هستم وبلاگی رو ندیدم که در زمینه حجاب و عفاف تا این اندازه مفید و قابل استفاده باشه

اگه دوست داشتید سر بزنید و نظراتتون رو بگید و استفاده کنید

www.shakhetooba.mihanblog.com

امیدوارم هممون مشمول رحمت خدای متعال قرار بگیریم

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 15:16 توسط محمد حسين

یک سبد گل می‏دهم امشب به دستان شما

می‏سپارم دست‏هایم را به دامان شما

جاده‏ها ماندند در بهت غریب فاصله

چشم‏ها وامانده در اندوه ایوان شما

هشتمین پرواز، امشب اتفاقی رخ نداد

دل، پریشان شد، پریشان شد، پریشان شما

هشت سال و هشت ماه و هشت روز و ساعت است

هِی غزل می‏سازم از زیبای چشمان شما

هشت رود از آسمان چشم‏ها جاری شده

تا بپیوندد به اقیانوس احسان شما

هشت آهو می‏کشم امشب، و بیدارم هنوز

غربتِ آهو، کبوتر... باز... دامان شما

+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390 19:22 توسط محمد حسين

سال ١١ هجری بود

یک ماه پیش از رحلت جانسوزتان که به روشنی فرمودید:

فراق نزدیك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به  من خبر داد كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود.

آه ای رسول خدا

ای فرستاده و هدایت گر بشریت

تنها یک ماه بعد بود که عطر عبور تو دیگر در کوچه های مدینه نپیچید

تنها یک ماه بعد بود که دیگر هیچ کس صدای صوت ملکوتی قرآن تو را نشنید

تنها یک ماه بعد بود که غار حرا دیگر با مناجات و دلتنگی های تو همنوا نشد

آه مسجد مدینه دیگر به نماز ایستادن تو را هرگز  به خود ندید

 دیگر چگونه می شود بعد از تو که برای هدایت آمده بودی، به زندگی ادامه داد ؟

 تویی که چراغ رستگاری را برای ما افروخته بودی

 تویی که خاتم انبیاء الهی بودی

 کاش می دانستی این دنیا بدون تو و اهل بیت تو چقدر سخت خواهد شد

 وهمگان خطبه روز غدیر را به فراموشی سپردند

بعد از تو فاطمه زهرا تنها  60 روز در این دنیا تاب آورد.

چه دنیای بی رحمی است

دیگر چگونه می شود بعد از تو که برای هدایت آمده بودی، به زندگی ادامه داد

تویی که چراغ رستگاری را برای ما افروخته بودی

تویی که خاتم انبیاء الهی بودی

 کاش می دانستی این دنیا بدون تو و اهل بیت تو چقدر سخت خواهد شد

و همگان خطبه روز غدیر را به فراموشی سپردند

 بعد از رفتن تو بود که خانه یگانه فرزندت فاطمه زهرا (س) را به آتش کشیدند

 ویگانه دخترت را بین در و دیوار گذاشتند

 بعد از رفتن تو بود که حق گریه کردن را هم از زهرا گرفتند

 بعد از رفتن تو بود که یگانه دخترت هرگز متولد شدن فرزندش را ندید

 بعد از رفتن تو بود که چاه نخلستان تنها شنونده سخنان علی(ع) شد

 بعد از رفتن تو بود که حسن و حسین، در کوفه تنها ماندند

 بعد از رفتن تو بود که...

 آه ای کاش هرگز نرفته بودی!

 اذان که می گویند وضو می گیرم و می ایستم رو به قبله

 آن هنگام است که تصویر کعبه جان می گیرد پیش چشم هایم

 دست هایم را رو به پروردگارم می گیرم

 همان زمان است که احساس می کنم چیزی کم است

 آری من فقط یک زبان مشترک کم دارم

 می دانم

 می دانم که می توانم با هر زبانی با او سخن بگویم

 اما همیشه کلامت در ذهنم جاریست...

 دو چیز گرانبها را در بین شما به امانت می گذارم :کتاب خدا را که چون ریسمانی است از عرش به زمین کشیده شده، و دومین آن ها اهل بیت و عترتم می باشد و به راستی که هیچ یک از آن ها از هم جدا نخواهند شد تا زمانی که نزد من بر سر حوض (کوثر) باز گردند

آن هنگام است که کتاب الهی را که تو بر ایمان به امانت گذاشتی، با هر دو دست بر می دارم و می بوسمش، آرامشی عجیب سر تا سر وجودم را می گیرد.

آری و در همان زمان است که احساس می کنم آرامشی عجیب، در وجودم جاری می شود.

چقدر در این لحظات جای تو خالیست ای رسول مهر و مهربانی...

+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390 20:24 توسط محمد حسين |

هر شب يتيم توست دل جمكراني ام     جانم به لب رسيد بيا يار جاني ام
از بادها نشاني تان را گرفته ام     عمري است عاجزانه پي آن نشاني ام
طي شد جواني من و رؤيت نشد رخت     شرمنده جواني از اين زندگانيم
با من بگو كه خيمه كجا مي كني به پا     آخر چرا به خاك سيه مي نشاني ام
در روضه احتمال حضورت قوي تر است     شايد به عشق نام عمويت بخواني ام
هم پير قد خميدگي زينب توام     هم داغدار آن دو لب خيزراني ام
اين روزها كه حال مرا درك مي كني     بگذار دست بر دل آتشفشاني ام
در به دري براي غلام تو خوب نيست     تأييد كن كه نوكر صاحب زماني ام
http://www.shia-leaders.com/wp-content/uploads/2011/02/sms-emame-zaman-jadid.jpg

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390 14:58 توسط محمد حسين

مستي نه از پياله نه از خم شروع شد     از جاده ي سه شنبه شب قم شروع شد

باز هم سه شنبه
باز هم دلم هوايي حرم مي شود
نمي دانم كه چه سري است
تا سه شنبه مي آيد نا خودآگاه دلم تكان مي خورد
و بي اذن راهي حرمش مي شود
گويا مي خوانندش
به حرم كه مي رسد،اما،تاب ماندن ندارد
مقصدش جاي ديگري است
دنبالش راه مي افتم
به كجا پركشيده است اين دل؟
جاده، جاده ي آ شنايي است
بارها اين مسير را آمده (دل را مي گويم)
تاب ايستادن ندارد
مي رود و مي رود
باران مي بارد
كفشهايم خيس شده و در پايم سنگيني مي كند
و دل همچنان مي رود
سر جاده چشمم به گنبدي سبز كه مي افتد زانوانم خم مي شود
نه،پاهايم خسته نيست
انگار تازه جان گرفته
بوسه اي بر خاك مي زنم و بر مي خيزم
قدم هايم را محكم تر بر مي دارم
وصال نزديك است
...

زير بارون توي رؤيا
يه سه شنبه شب زيبا
يه مسير و قدمي سبز
ته جاده حرمي سبز
ببوسم خاك پاك جمكران را
تجلي خانه ي پيغمبران را
خدايا خدايا
برسان مهدي صاحب زمان را

http://www.jamkaran.info/Images/page0_04.jpg
چند روز پيش يكي از دوستان از حال و هواي حرم حضرت معصومه(س) گفت
انقد دلم گرفت و دلتنگ شدم كه تا الان اينجوري دلتنگ كسي نشده بودم
اسم قم و حرم بي بي هم كه مياد نميشه حال و هواي جمكران و امام زمان پيدا نكني
منم كه فعلا توفيق پابوسي بي بي رو نداشتم گفتم لا اقل حرفمو اينجا بنويسم از دلتنگي در بيام
ان شاءالله اونايي كه هستن ما رو هم دعا كنن
و بي بي زيارت ما رو از همين راه دور قبول كنن
...

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390 14:39 توسط محمد حسين |

سلام بچه ها حال من که اصلا خوب نیست امیدوارم شما همتون خوب باشین

راستش از بس این مدت رفتم هیأت و عزاداری و این برنامه ها... نه نه نه خسته نشدم 

بیشتر شرمنده شدم. به خودم گفتم تو مگه چیکار کردی که انقد امام حسین رات میده

به مجلسش؟جز اینکه هر جا رفتی آبروشو بردی و چیزای دیگه

یاد یه جمله ای از یه رفیقی افتادم که می گفت :

معلم توی کلاس دو جور شاگردو بیشتر یادش میمونه

یکی شاگرد زرنگ درس خون یکی هم شاگرد تنبل بازیگوش که حرف گوش نمیده

با خودم گفتم من اون شاگرد تنبله هستم که همیشه یادش هست و از خاطرش نمیره

شایدم میگه من اینو بیارمش اینجا نکنه  آدم بشه ولی غافل از اینکه ...

سرتونو درد نیارم خلاصه که حسابی از دست خودم شاکیم ولی هنوز به رحمت خدا امید دارم

که فرمود سبقت رحمتی علی غضبی یعنی رحمت من از غضب من جلوتر و بالاتره

شنیدم از لب خورشید عاشقانه شبی / ترانه ی <سبقت رحمتی علی غضبی>

چنان شدم که دگر از خدا نمی ترسم / ازآن عنایت بی انتها نمیترسم

بهشت می وزد این سان هماره از هرسو / در این کرانه ی رحمت چرا بترسم از او

یکی که خوابش از این دردها برآشفته ست / چقدر ساده و شیرین برای ما گفته ست

<گناه کردن پنهان به از عبادت فاش / اگر خدای پرستی ، هوا پرست مباش>

یه مطلبی هم یه جا خوندم خوشم اومد گرچه میگن علم رو باید بهش عمل کرد

نه اینکه فقط  واسه دیگران نقل کرد ولی گفتم اینجوری شاید خودمم بهش عمل کنم

حالا واسه شما هم میذارم بخونین اگه موفق به انجامش شدید دست منم بگیرید

اینا سؤالاییه که خدا هیچوقت از بنده هاش نمی پرسه

۱- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
 
3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
 
4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
 
5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
 
6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
 
7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
 
8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
 
9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
 
10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390 23:14 توسط محمد حسين |

برای تو زمین کربلا آماده ی مهمان نوازی شد

و در بین تمام خاک ها این قطعه ی دیوانه راضی شد

که وادی جنون باشد

بهشت واژگون باشد

دلش همواره خون باشد

زمین کربلا در اصل خوش آب و هوا بوده

بهشتی درلباس کربلا بوده

شنیده داستان کربلا را که به هم خورده

لباسش را در آورده قسم خورده که بی آب و علف باشم

و گفته نا خلف باشم اگر دیگر کشم در بر لباس راحت خود را

چو آمد غربت آقا ندانم غربت خود را

زمین کربلا هر بار خوابیده تو را دیده

ودر خواب خودش سر های از پیکر جدا دیده

سر ظهر عطش را دیده که تقدیر برگشته

سر شش ماهه ای که با عبور تیر برگشته

چنان دریا عمو رفته است چکه چکه برگشته

رخ عباس را دیده ز خوابش مست برگشته

ابا الفضلی که سالم رفته سوی علقمه بی دست برگشته

ودیده اسب، سالم رفته خونین یال برگشته

یقیناً شمر را دیده که از گودال برگشته ...

فرارسیدن ماه عزای اباعبدالله را به صاحب عزای واقعی این ایام

حضرت صاحب الزمان(عج)

و عزاداران واقعی این ماه تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390 15:35 توسط محمد حسين |

X

هرچند حال و روز زمین و زمان بداست
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است...


Home
.Bahar 20.
Email

Profile

Archives

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389



Links

خدمات وبلاگ نويسان
پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای(مدظله العالی)
ایساتیس کویر
شاهد 68
اشک رازیست...
خیالات نشدنی
بن بست تنهایی
پرستو
HOW AM I ?...
داداش و آبجی
ستاره شب
خاطره
غروب جمعه
پاکت غم
دیار عاشقان
دور افتاده
Bad Tarin Chize Alam : ESHGH
خدایا عاشقم ....
بدان تا لحظه مردن...
زينب جان(س)
مترسک مهربون
بيچاره فرهاد...
پرسه در خيال
آسمان نزديك است
وآخر عشقهای ...
زندگی زیباست ...
تك ستاره
حرف دل
قلب های شکسته
مرد عمل تو ايران
محبان خدا
مصباح الهدی
2مارمولک
شاخه طوبی
و دیگر هیچ
قربون کبوترای ...
سوداي من
:-)باهم بودن:-)
کلبه شیشه ای
دختر ایرانی
بيدكفا
نوپو .پليس ايران
sweet heart
خشونه
از منتظران
تنها و خسته
پله پله تا خدا
قالب های جدید وبلاگ







Design by : Bahar 20