هوا هوای کربلا ...

دارد دوباره حال و هوا فرق مي کند

حتي عبور ثانيه ها فرق مي کند

اين روزها که بغض، دلم را گرفته است

با روزهاي قبل چرا فرق مي کند؟

اين پرچم سياه همين بيرق و علم

حاکي ست با هميشه فضا فرق مي کند

دارند بچه ها کتيبه به ديوار مي زنند  

حتي سروده ي شعرا فرق مي کند

يک راست مي روم سر اصل مصيبت ام

آقاي من عزاي شما فرق مي کند

هر چند کعبه کعبه و بيت الهي است

اما هواي کرب و بلا فرق مي کند

آقا نگير خرده اگر شور مي زنند

عشق تو با همه به خدا فرق مي کند

"باز اين چه شورش است که در خلق عالم است

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

آقا ببخش حال خودم هم عوض شده

اين است جاي قافيه ها فرق مي کند

تا گفت: «يا اُخَيَّ » دلش بي قرار شد

سوز صدا و سوز صدا فرق مي کند

بانو نشسته بود و سري روي نيزه بود

اينجا... غروب با همه جا فرق می کند ...

الحمدلله ...

در غدیر دستی بالا رفت
تا مردمانی تا قیامت بتوانند سر هایشان را بالا بگیرند و بگویند:


"الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب"

 

عید غدیر مبارکباد.

گاهی اگر با ماه صحبت كرده باشی

از ما اگر پیشش شكایت كرده باشی

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حكایت كرده باشی

گاهی اگر زیر درختان مدینه

بعد از زیارت استراحت كرده باشی

گاهی اگر بعد از وضو مكثی كنی تا

آیینه یی را غرق حیرت كرده باشی

در سال های سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت كرده باشی

حتی اگر بی آن كه مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت كرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

از خود حدیثی را روایت كرده باشی

یا در میان كوچه های تنگ و خسته

نان و پنیر و عشق قسمت كرده باشی

پس بوده یی و هستی و می آیی از راه

تا حق دل ها را رعایت كرده باشی

پس مردمك های نگاه ما عقیم اند

تو حاضری بی آن كه غیبت كرده باشی

نغمه مستشار نظامی

شرمنده ی جوانی از این زندگانی ام...

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام      شرمنده ی جوانی از این زندگانی ام

دارم هوای صحبت یاران رفته را      یاری کن ای اجل ! که به یاران رسانی ام

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق      داده نوید زندگی جاودانی ام

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر      وز دور مژده ی جرس کاروانی ام

یک شب کمند گیسوی ابریشمین بتاب      ای ماه ! اگر ز چاه به در می کشانی ام

گوش زمین به ناله ی من نیست آشنا      من طایر شکسته پر آسمانی ام

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند      چون می کنند با غم بی همزبانی ام

ای لاله ی بهار جوانی که شد خزان      از داغ ماتم تو بهار جوانی ام

گفتی که آتشم بنشانی ، ولی چه سود؟      برخاستی که بر سر آتش نشانی ام

در خواب زنده ام که تو می خوانی ام به خویش      بیداری ام مباد که دیگر نرانی ام!

شمعم گریست زار به بالین که شهریار!      من نیز چون تو همدم سوز نهانی ام
.....
پ.ن : درد دل 23 سالگی

ایستگاه آخر ...

گاه گاهي مي‌شود دلتنگي از حد بگذرد
سيل افكاري كه از ذهنت نبايد، بگذرد


بغض راه گريه را مي‌بندد و درياي اشك
پافشاري مي‌كند از آخرين سد بگذرد


با خودت در گوشه‌اي از خانه خلوت مي‌كني
تا مگر اين لحظه‌هاي تلخِ ممتد بگذرد


كوچه‌ها دلتنگي‌ات را صد برابر مي‌كنند
گرچه‌ گاهي اتفاقي هم بيفتد، بگذرد


ناگهان در خواب مي‌بيني سواري سبز پوش
با اناري سرخ در دستش مي‌آيد بگذرد


با تبسم‌هاي معصومانه مي‌گويد بيا
يك شبي مهمان ما هرچند كه بد بگذرد


چاره‌اي ديگر نمي‌ماند بجز تسليم محض
كيست كه از دعوت اولاد احمد(س) بگذرد


ترس داري پلك‌ها را روي هم بگذاري و
خواب باشي و قطار از شهر مشهد بگذرد...

 

قطار عمرمون چند روزی تو ایستگاه مشهد نگه داشت الانم لحظه های آخرشه

ولی خوب خاطره های خوب و بد این پنج سال هیچ وقت فراموش نمیشه

من می مونم و یه دنیا دلتنگی...

گفت در می زنند ...

گفت : در می‌زنند مهمان است     گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است     مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما 

گفت: آرام ما خدا داریم     ما کجا کار با شما داریم 

و اگر روضه ای به پا داریم      پدرم رفته ما عزاداریم 

پشت در سوخت بال و پر، اما

آسمان را به ریسمان بردند     آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند     مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر، اما 

بین آن کوچه چند بار افتاد    اشک از چشم روزگار افتاد 

پدرم در دلش شرار افتاد    تا نگاهش به ذوالفقار افتاد- 

گفت: یک روز یک نفر اما…

این روزها که ضرغامی خواب است و روحانی برای تفریح به کیش سفر کرده،برخی از اصحاب غفلت هم همچنان در حال و هوای خواب زمستانی خود به سر می برند همنوا با پسر فاطمه سلام الله علیها در عزای مادرمان به سوگ می نشینیم.

ایام حزن و اندوه فاطمیه را محضر امام زمان ارواحنا فداه تسلیت عرض می کنم.

و الفجر ...

و الفجر

و به سرخی خون فرزندان روح الله

از خرداد 42

تا بهمن 57

از جنوب ایران

تا جنوب لبنان

و به نام شهدای هسته ای

و مدافعان حرم زینبی

که پای درس امام در مکتب انقلاب، عشق را مشق کرده اند

تا آخر ایستاده ایم 

دهه ی فجر برفجر آفرینان انقلاب اسلامی مبارک باد.

یک اربعین گذشت ...

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد

هرگاه دلت با دینت نباشد

قدمت با قلمت نباشد

و عملت به قولت نباشد

آری بدون شک اتفاق می افتد...

.........................................

حرف دل :

خدایا دلم را کجا ؟ پی کدام نخود سیاه بفرستم ...

وقتی فقط بهانه ی شش گوشه ی " حسین علیه السلام " را گرفته است ...

اربعین اباعبدالله الحسین علیه السلام تسلیت

البکاء

گريه براي حسين علیه السلام و اصحاب بزرگوارشان، يك گرية سامان‌يافته است كه خود مكتب براي آن برنامه‌ريزي كرده است. گريه‌اي كه انسان مي‌كند، همه‌جا در اثر اندوه نيست، همان‌طور كه گرية شوق به جهت غم و اندوه واقع نمي‌شود. گريه عارفان به جهت توجّه و طلب وصال است و اميد وصال در عين توجّه قلب به مقام بلند محبوب و چنين حالتي عارف را به اشك و شيدايي مي‌كشاند. گريه براي حسين علیه السلام، توجّه به مقام بلندي است كه حسين علیه السلام در جلوي انسان‌ها به نمايش آورده و قلب او را متوجّة چنين مقصد بزرگي نموده‌است كه هركس به كمك حسين علیه السلام  وارد چنين منظري شود، با تمام بي‌تابي اشك مي‌ريزد و اوج مي‌گيردتا به يك معيّت با اباعبدالله علیه السلام نائل گردد و ناله سر دهد كه:

«اَلّلهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ‌الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُود وَ ثَبِّتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ».

ایام سوگواری اباعبدالله الحسین علیه السلام تسلیت

التماس دعا

به بهانه ی 13 آبان

انقلابیونی را می بینم که از انقلابی فقط اسمش را یدک می کشند. مسلمانانی را می بینم که از مسلمانی فقط عنوانش را حمل می کنند. اباعبدالله الحسین علیه السلام روز عاشورا فرمود : " با مایی یا علیه ما ؟ " سکه دو رو بیشتر ندارد یا با حسین یا با یزید !

و تو انقلابی ای که دم از مذاکره با شیطان می زنی با مایی یا علیه ما ؟ شب عاشورا شمر برای عباس و برادرهایش امان نامه آورد. جواب عباس چه بود؟ البته که منتظر امر ولی شد و بالاخره با اشاره ی مولایش حسین علیه السلام امان نامه را پاره کرد.

همه چیز به فرمان امام !!!

تویی که دنیایت همه چیزتوست و حتی نمیتوانی جلوی پای خودت را ببینی چگونه می توانی رنج مردمی را که سالها در مقابل سختی ها مقاومت کردند آن هم فقط به خاطر اعتلای یک کلمه یعنی " ولایت " درک کنی؟

می گویند سالها زیر شکنجه بودی و مقاومت می کردی ! من که هرگز آنجا نبودم ! اما تو چگونه این آخر عمری دست از مقاومت برداشتی و دست تسلیم بالای سر بردی؟! اما امامم و مقتدایم می فرمود ملاک حال افراد است. حال تو که از روز روشن تر است.

راستی شمر را که می شناسی ! همان که سر اباعبدالله علیه السلام را ... ! آری همان شمر ! می گویند 16 سفر پیاده به حج مشرف شد و از آن بالاتر در صفین زخمی رکاب امیرالمومنین علیه السلام شد ! اما همین شمر سه خصوصیت بد داشت که از او شمر ساخت !

یکی را میگویم دوتای دیگر بماند. شمر چشم دیدن کسی را نداشت و همین صفت او را به کربلا کشاند! البته قرار نیست هرکس حسود شد شمر بشود ولی حواست باشد به چه کسی حسادت می ورزی ! به ولی خدا؟

زمان برای جبران به اندازه ی کافی داری ! ولی سرازیری عمر خبر نمی کند! کافیست مسیرت را به سمت ولایت راست کنی و خود را به راهی که سالها برایش زحمت کشیده ای برگردانی که گفت:

هرکسی کو بازماند از اصل خویش        باز جوید روزگار وصل خویش

اصل و وصل تو آن نیست که الان می روی! اصل تو همان زمان بود که دست راست امام بودی! اصل تو زندان ها و شکنجه های زمان شاه بود! اصل تو زمانی بود که یار دیرین امام و رهبری لقب گرفتی !

شنیده بودم که امام فرموده بود : نگران ... !!!

بگذریم !                                                                             

الغرض! مقتدایمان سیدعلی حفظه الله تنها نیست و تنها نخواهد ماند و آنکه تنها می ماند کسی است که در مقابل اوامرش قدعلم کند! اگر امید امام روح الله رضوان الله علیه به دبستانی هایی بود که اکنون پا به سن گذاشته اند امید امروز امام سید علی مدظله العالی به یاران جوانی است که در سنگر علم و تقوا و بصیرت او را یاری می دهند و به فرمان او دیگر صلحی در کار نیست !!!

ما دانشجویان 13 آبان امسال پرشور تر از هرسال مرگ بر آمریکا خواهیم گفت.

بدون عنوان ...

امان نامه را که گرفتید

       و اکنون در آغوش شمر ...

                               پیوندتان مبارک ...

 

اما بدانید والله نخواهیم گذاشت سید علی تنها بماند...

یا امام الرئوف ادرکنی ...

خانه‌های آن كسانی می‌خورد در، بیشتر     كه به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

عرض حاجت می‌كنم آن‌جا كه صاحب‌خانه‌اش     پاسخ یك می‌دهد با ده برابر بیشتر

گاه‌گاهی كه به درگاه كریمی می‌روم     راه می‌پویم نه با پا، بلكه با سر، بیشتر

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم     زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست كه     داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

آن امامی كه «فداكِ» گفتنش رو به قم است     با سلامش می‌كند قم را معطر بیشتر

قم همان شهری كه هم یك ماه دارد بر زمین     همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است     ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم     لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل كنم     بودنم را می‌كنم این‌گونه باور بیشتر

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد     هركه بامش بیش، برفش... نه! كبوتر، بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آكنده است     این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یكسان‌ترند از هر كجا     این حرم دیگر ندارد حرف كمتر، بیشتر

ای كه راه انداختی امروز و فردای مرا!     چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت     من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی     جان زهرا(س) چون شنیدم كه به مادر بیشتر...

میلاد با سعادت شمس الشموس علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد.

ماییم و عنایت امام صادق علیه السلام ...

آخرین وصیت امام صادق علیه السلام
نفس ها در سینه ها حبس شده بود و اهل مدینه به شدت نگران اخباری بودند که از خانه امام صادق می شنیدند.امامی که موافق و مخالف اورا ستوده اند ودر مقام تعریف و تمجید وی از یکدیگر پیشی جسته اند.امامی که دارا و ندار عالم و جاهل پیر و جوان زن و مرد همه و همه جز صفات پسندیده الهی چیز دیگری از وی ندیده و نشنیده اند ودر تمام بلاد اسلامی وغیراسلامی کمتر کسی است که به نحوی از بزرگواری اش بهره مند نگشته باشد اینک در بستر شهادت افتاده و آخرین نفس های مبارک را می کشد.
سکوت تمام مدینه را فرا گرفته ومدینه در آستانه یکی دیگر از وقایع اسفبار و غم انگیز خود می باشد.تمام توجه ها به سوی خانه امام معطوف است.اهل مدینه از یکدیگر می پرسند:آیا بار دیگر جعفربن محمد به هوش آمده؟اگر به هوش آمده آیا چیزی نفرموده آیا پیامی نداده؟ آیا رهنمودی ارائه نکرده؟...
باری این خبر در مدینه بلکه در سراسر جهان اسلام حتی جهان هستی منتشر شد که جعفر بن محمد در آخرین نفسهای مبارک خود پس از اینکه چشمان مبارکش را گشود امر فرمود: جمع کنید به نزد من هرکسی که ما بین من و او قرابت و خویشی است.

ام حمیده همسر آن حضرت ومادر امام موسی الکاظم می فرماید: بی درنگ تمام خویشان را نزد وی حاضر ساختیم . نفس ها در سینه ها حبس گشته بود.پروردگارا امام چه می خواهند بفرمایند؟ آن شخصیتی که قریب به 34 سال به صورت شبانه روزی مجالس بحث و فحص و مناظره با موافقین و مخالفین و اهل کتاب و زنادقه و... برگزار نموده و هزاران جمله گرانقدر از زبان شریفش صادر فرموده اینک و در این آخرین نفس ها که پیکر رنجور و ضعیف شده ایشان در تاثیر زهر انگور در بستر افتاده چه نکته ای را اختیار فرموده که باید بار دیگر به نزدیکان و بلکه به جهانیان برساند؟
بدون شک این کلام باید بالاترین کلام ورهنمود ایشان باشد که حتی در حال ضعف و بیماری نیز از ابلاغ آن صرفنظر نمی نمایند.

بالاخره هنگامی که امام صادق چشمان مبارکشان را گشودند و خویشان را حاضر دیدند چنین فرمودند:

ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوه.
به راستی که شفاعت ما اهل بیت به کسی که نماز را خوار و سبک شمارد نمی رسد.

شهادت رییس مکتب جعفری حضرت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

نامه ای به رییس جمهور ...

پیامبر اعظم اسلام- صلّی اللّه علیه و آله - فرمودند: «هر که ایمان به خدا و روز جزا دارد باید چون وعده نماید، به آن وعده وفا کند.»

رییس جمهور عزیز جناب آقای روحانی

سلام

خدا را شاکریم که بار دیگر ملت همیشه سرفراز ایران اسلامی را از آزمونی بزرگ سربلند بیرون آورد و خنده ی شیرینی به لبهای مبارک نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نشاند و با انتخاب مردی که تدبیر و امید را سرآغاز فصلی نو در تاریخ کشورمان قرار داد نشاطی بس زایدالوصف برای مردم عزیزمان به ارمغان آورد.

روزهای آغازین دولت شماست و وزرای پیشنهادی شما در حال رایزنی برای گرفتن رأی اعتماد از مجلس شورای اسلامی هستند. وزرایی که به اعتقاد علی لاریجانی با زرنگی شما زودتر از فرصت تعیین شده به مجلس معرفی شدند.حال باید منتظر بنشینیم تا تکلیف همراهان سکان دار قوه مجریه مشخص شود و وی کشتی را با کمک آنها به عرشه بیندازد.

اما آنچه در این مجال دست مرا به قلم برد و ناخودآگاه بر کاغذ ساییده شد دغدغه ی این روزهای تمام جوانان این مرز و بوم و امثال من بود تا اینکه ببینند رییس جمهورشان با وعده های خوش آب و رنگی که داده است چه خواهد کرد و چگونه اوضاع مملکت را که به اعتقاد خودش معضلات هشت ساله نام دارد یکی پس از دیگری برطرف خواهد کرد.

در توانایی شیخ دیپلمات سالهای نه چندان دور و رییس جمهور کنونی جمهوری اسلامی ایران شکی وجود ندارد و من ایمان دارم که ما می توانیم. اما ذکر چند نکته در همین ابتدای دولت فراجناحی ! تدبیر و امید ( بخوانید اعتدال ) ضروری است نه برای شخص رییس جمهور که ایشان خوب واقفند که چه مسیری را انتخاب کرده اند بلکه برای امثال من دانشجو که تنها دغدغه ام اعتلای ایران اسلامی و جهش به سمت قله های معنویت و سعادت در جهان کنونی است.

ادامه نوشته