ای غصه هایت قاتلم هرشب دعایت می کنم
داغت نبینم جان من جان را فدایت می کنم
باید بلرزد قلبشان وقتی شنیدند این سران
گفتی که " من فعلا فقط دارم نصیحت می کنم "
من با تو تنها ای علی عهد اخوت بسته ام
محض گل روی شما دارم رعایت می کنم
................

شب عاشورا شمر پشت خیمه های امام حسین علیه السلام آمد و صدا زد پسران خواهر ما ( ام البنین )کجا هستند ؟
هیچکدام از فرزندان ام البنین جوابی ندادند و آن قدر ساکت ماندند تا امام علیه السلام فرمودند جوابش را بدهید !
عباس علیه السلام بیرون رفت تا جواب شمر را بدهد!
فرمود چه می گویی شمر ؟
گفت برای تو و برادرانت امان نامه آورده ام !
فرمود : وای بر تو ای شمر ! پسر فاطمه سلام الله علیها در امان نیست و تو برای ما امان نامه آوردی؟
.........
و اکنون بعد از گذشت هزار و چهارصد سال شمر پشت خیمه آمده است !
ظاهرا امان نامه ای در دست دارد اما لشکرش کمی آنطرف تر خیمه زده است !
نقشه ی حمله روی میز است و کاغذ پاره ای به اسم امان نامه در دست گرفته است !
اما عده ای ساده لوح لشکر آماده ی حمله ی او را نادیده گرفته اند و چشمشان را به این کاغذ پاره دوخته اند.
دم از مذاکره با شیطان بزرگ می زنند !!!
گفتیم عباس تا امام لب باز نکرد حرکتی انجام نداد اما اینها آغوششان برای شمر باز است !
مولای ما فرمود : اگر روزی رابطه با آمریکا برای ما منفعتی داشته باشد من اولین نفری ام که اعلام می کنم.
انگار یادشان رفته سالهای نه چندان دور ...
چادرهایی که از سر زنانشان و مادرانشان کشیدند ...
جان سگ هایی که از جان آنها ارزشمند تر شده بود ...
وجب به وجب خاکی که از کشور جدا کردند ...
عراق را که تا دندان مسلح کردند و جوانان شان را گرفتند ...
مجاهدین خلق ( بخوانید منافقین ) و کوی دانشگاه و فتنه ی هشتاد و هشت را هم که بگذریم ...
اینها را از یاد برده اند !!!
چه کنیم که همه صاحب نظر و همه فن حریف اند ؟ چه کنیم که همه مدعی عقل سلیم اند ؟
انگار نه انگار این کشتی را سکان داری هدایت می کند و به وقتش سرعت را کم و بیش می کند !!!
آقا حرف اول و آخر ما اینه :
از این آدمایی که حواسشون نیست واسه چی اون بالا نشستن و دم به ثانیه ساز ناکوک می زنن و حرف حساب از هیچکی تو گوششون نمیره و یک کلام ;
گوششون به کلام مولا و مقتداشون امام سید علی (مدظله العالی) نیست
بیزاریم ...
اللهم عجل لولیک الفرج